|

تمام ارزوي من همين بود
كه مهرم در دل سنگت نشيند
نگاهم در نگاهت نقش بندد
لبم گلبوسه از لعلت بچيند
زعشقت سر بلند و شاد و پيروز
به دنيا فخر بفروشم زمستي
بدان هر چه را از دست دادم
تو را دارم كه هستي جمله هستي
پس از ان انتظار تلخ و مهلك
پس از ان نا اميدي هاي بسيار
به من گفتي تو را من دوست دارم
به عشق من وجود خويش بسپار
نميدانم كه اين مرغ سعادت
چگونه بر در بامم نشسته
           
|